اینم یه روز خوب ...

بازم قربونه بابای گلم بشم که هرچی میخوام ... از شانس ما امروز روز فوق العاده خوبی بود ... بعد انجام کارای آموزش ساعتای 11:30 رسیدیم دانشگاه البته اون موقع بچه های ما (88ها) سر کلاس مدار با استاد کاشف جون بودن که به جواد گفتم به مری یه تک بزن تا بدونه ما اومدیم.

مری از کلاس اومد بیرون گفت یکی بچه ها شیرینی آورده (شیرینی تولد)، منم که ... فرصت رو از دست ندادم میخواستم برم تو کلاس ولی جواد نمیذاشت حالا از من اسرار از اون انکار ولی از اونجایی که من قوی تر بودم با مری رفتیم تو کلاس ... یاد ترم اول و دوم افتادم که چه لذتی داشت و ما چقدر مسخره بازی در می آوردیم.

 یاد خاطرات اتفاقات خنده دار (راستی امروز تو سالن یه دختره میخواست از ساختمان دانشگاه بره بیرون که حواسش نبود با صورت رفت تو در)، یاد خوشی ها، یاد دعواها، یاد کارگاه برنامه سازی با کاشف، یاد جدول n*m، یاد تقلب های گروهی، یاد دعواها، یاد چک کردن وبلاگ ها ... بیخیال خلاصه باید بگم دمه همه گرم...

فردا من باید صبح زود برم سر کار، چرا من تا الان بیدارم؟ پس باید برم بخوابم ...

ترم اول و دوم با کلی خاطره تموم شد. دمه خدا گرم ...

ترم سه هم داره با خوشی تموم میشه. دمه خودم هم گرم ...

میان ترم ها که خیلی سخته. دمه استاداش گرم ...

امروز مری خیلی خوش تیپ شده بود. دمه مری گرم ...

رفقای دانشگاه رفتن سر زندیگیشون، خبر از ما نمی گیرن. دمه همشون گرم ...

بچه های اعزامی به گوانجو هم که دارن گل می کارن. بازم دمه همشون گرم ...

جمعه باید به استاد مبانی فناوری اطلاعات پروژه ارائه بدم ولی هنوز کامل نشده. دمه خودم گرم ...

شنبه بچه های مدرسه باید آزمون سنجش شرکت کنن باید فردا باهاشون سوال تستی کار کنم. دمه بچه های مدرسه گرم ...

تورم قراره زیاد بشه ... این یکی خودش دمه همه رو گرم میکنه.

نمیدانم چه در دل دارم ... همی در سر الان خوب دارم.

/ 20 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهاره

عینک محمدرضا [هورا][هورا][هورا]

مسعود

جیب بچه ها رو بچه ها زدن ... بچه ها چیزی نگفتن و خندیدن [قهقهه]

مسعود

بچه ها نموندن و رفتن ............دمه همشون گرم جیب بچه هارو بچه ها زدند.......دمه همشون گرم [قهقهه][خنده]

casra

خنده میکنی آقا

رحمتی

خداروشكر كه دم همه گرمه... [لبخند]

محمدی

مطلب به روز و خوبی بود ..........دمه شما گرم. راستی هرچی فک کردم تا یه جمله یا شعر بی ربط به ذهنم برسه وبنویسم چیزی یادم نیومد.شرمنده...[چشمک]

محمدی

دست شما درد نکنه!نظر لطفتونه! منم خوشحالم از اینکه تو جمله بی ربط گفتن استعداد چندانی ندارم![نیشخند]

لپ لپ

کم پهنا یعنی چه؟ لپ لپ جوجه ای چیه؟ لپ لپ فقط یه لپ لپه اونم ------> منم[دست]

انسیه

سلام بازم دیر رسیدم و شیرینی ها رو خوردن و بردن....دمه همتون گرم! یکم واسه ما نزاشتن..........دمه همتون گرم عیدی ها رو بالا کشیدن ...............دمه همتون گرم همه رو سر کار گذاشتن........دمه همتون گرم هیچی درس نخوندم...........دمه همتون گرم 10روز دیگه امتحاناست.......دمه همتون گرم من دوباره رفتم...........دمه خودم گرم شاید دوباره بیام.............دمه خودم گرم شایدم نیام.گریه نکنین یه موج استرس بفرستم 10 روز بیشتر به امتحانا نمونده.خواهشمندم با تعطیلیه تمامیه وبلاگا به دروس خود رسیدگی کنید و تنها به خود اکتفا کرده و دست به تقلبهای گروهکی و انفرادی نزنید که این کار موجب دردسر خواهد شد و لوازم و وسایل لازم برایه امتحان از جمله مداد دستمال کاغذی خودکار کارت ورود به جلسه و ... را همراه خود داشته باشید با تشکر

بهاره

هرگز ندیدی... من در اتاق خود از نغمه های خود آزار ساختم من با نگاه خود بر چشمهای خویش دیوار ساختم... [گل]