یـــا ربـــــــ !!!

 

یا رب! آن نوگل خندان که سپــردی به مَنش    می‌سپارم به تو از چشم حسود چَمَــنش

گــرچه از کـوی وفا، گشت به صـد مرحله دور    دور بـاد آفـــتِ دور فلــک از جــان و تنــش

هرکه ترسد زمــلال، اندُه عشقش نه حــلال    سَرِ ما و قدمــش، یا لـــب ما و دهـــــنش

/ 7 نظر / 10 بازدید
عماد

نخواستم با غـــم بسازی نخواستم هیچی نگی نخـواستــــم درد دلــت رو دیگه با هیچکس نگی آخر عشق اجباری نیست تو زنـــدون من نمـــون حالا که فکر رفتنی دیگه از موندن نخون

فرزانه انوری

برام هیچ حسی شبیه تو نیست ! کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه ، همین که کنارت نفس میکشم . . . برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی تماشای تو عین آرامشه ، تو زیباترین آرزوی منی

بهاره

وقتی پنجره های نگاه التماس دیگران را نمی فهمند سایه ها خلق می شوند نگرانم نکند غفلت ما فاصله ها را دو برابر سازد

سارا شکری

سلام بر دلبرک خوش مرام و خوش شمایل من فاضل و کتابت کننده مسعودکم.. عذرم را بپذیر که درنگ جوابتان را دادم . خرسندم که از دلبرکان قدیمی بلاگ دردمندانید. . [ماچ][گل]

دستهای خالی

یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می‌سپارم به تو از چشم حسود چمنش گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور دور باد آفت دور فلک از جان و تنش گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا چشم دارم که سلامی برسانی ز منش به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه جای دل‌های عزیز است به هم برمزنش گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد محترم دار در آن طره عنبرشکنش در مقامی که به یاد لب او می نوشند سفله آن مست که باشد خبر از خویشتنش عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش سلام من از این شعر حافظ خیلی خوشم میاد من کاملشو گذاشتم چون دیدم شما نصفه گذاشته بودی... خط دومش خیلی قشنگه ممنون

رحمتي

آن که برگشت و جفا کرد و به هیچم بفروخت ... به همه عالمش از من نتوانند خرید! ... *سعدی*