استاد مارو دریاب

فصل فصل امتحاناته و من مخم داره ....

امروز روزه خوبیه (البته نمی‌دونم این منم که دارم این حرفو می‌زنم یا نه؟؟) دیروز واسه امتحان امروز کلی خوندم البته با این تصور که امتحان باید تستی باشه و زیاد سخت نباشه. شب ساعت 3 خوابیدم. از شانس بد من حتی یه تست خشکو خالی هم نبود دلم واسه تستا سوخت.

7 تا سوال تشریحی داده بود که هر کدومشون خدا بود، همه فکشون افتاد ...

چاره‌ای نداشتیم، با یاد و نام خدا (!!!) شروع کردیم ... به حول و قوه دوستان و الهامات غیبی دانشجوها به 7تا سوال جواب دادم حالا جالبش اینجاست که استاد می‌خواست به همه یه حالی بده گفت: هرکس آخر برگه‌اش یه بیت شعر بنویسه 0.5 نمره داره.

حالا خوب که همه برگه هاشونو دادن آخر امتحان استاد میگه: نمی‌دونم چرا وقتی به بچه‌های کامپیوتر میگم شعر بنویسن 3 بیت رو خیلی‌ها می‌نویسن

1. الا یا ایها الساقی ...
2. میازار موری که دانه کش است
3. سومیش رو زیاد یادم نیست.

خلاصه با این که استاد به ماها آوانتاژ داده بود ولی وقتی خوب به آخر برگه‌ها نگاه می کردم نوشته‌هایی فراتر از یک بیت رو می‌دیدم.

 

 

پ.ن: استاد التماس دعا

/ 6 نظر / 14 بازدید
سعید

SLM masoud damet garm blog khobi dari. makhsosan tarhe ghalebesh mareke ast[چشمک]

رحمتي

سلام. خوش بحالتون بازم استاداي دانشگاه مشهد يه رحمي به شماها ميكنن اما ما چي؟ اون از آقاي كاشف و صادقي اينم از خانم فضائلي كه ميانترم نميگيره.

steed

ببین باید اینو مینوشتی نمره بیستت 100 درصد تضمینی بود[چشمک] استاد جان : قربان ديدگانت، استاد جان خدا را جانا محبتي کن اين بنده ي خدا را من مخلص تو هستم، اصلا? فداي کفشت با نمره اي بخندان اين قوم بينوا را لطفي نما و بر ما اندک عنايتي کن باور نما نگويم با غير، اين ماجرا را استاد جان کرم کن، بر ما مگير خرده کاين جزوه اي که گفتي، دق مرگ کرد ما را چند اسم خارجي را با چند شکل و درهم تحويلمان تو دادي آخر چه سود ما را ؟ هر وقت ديدمت من جسمم به لرزه افتاد گويي که موش بيند آن گربه ي جفا را يک ترم با تو بودم، رقصيده ام به سازت شاباشمان بگردان آن نمره کذا را

مائده اسمانی

سلام مطلب زیبایی بود... به روزم... لطفاتشریف آورده ونظردهید...[پلک][لبخند]

سر کلاس بودم انصافا استاد خوب نمره میانترم داد شما چند شدید؟