گاهی اوقات باید...

نمی‌دونم چرا احساس می‌کنم که دوستای بهتر از جونم، اونایی که هزار کار براشون کردم تا دلشونو بدست بیارم و هرکاری که ازم خواستن و می‌تونستم رو براشون انجام دادم ولی الان خیلی بی معرفت شدن باز خوبه دوستای جدید هستن و تو هرچی بگم مرام میذارن ولی اسمش جدیده دیگه... دلم نمیومد اینا رو بگم چون میدونم که اگه بیان و بخونن حتما منظورم رو میفهمن که با اوناست و مدام با خودم میگفتم ناراحت میشن ولی به قول یکی از همین جدیدیا گاهی هم باید گفت به درک

 

یاد این جمله می‌افتم که :

گاهی اوقات باید دور خود دیوار تنهایی کشید

نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی

بلکه برای اینکه ببینی

برای چه کسانی اهمیت داری که این دیوار را بشکنند...!!!

/ 5 نظر / 11 بازدید

بیوفای.رسم ادمای امروزه کاش میفهمیدن برامون چقد عزیزن

IP

ما بیشتر از اینا دوست داریم مسعود جان... چرا این حرفو میزنی؟ خدایی نکرده منظورت با من نیست که؟؟؟

رحمتي

از اين به درك گفتن ها زياد گفته ايم اما... ديوار بهتر است.

بهاره

هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم آنقدر که در من هراس از گرفتن دست هست از گم شدن نیست [گل]

csa

با من بیکس تنها شده یارا تو بمان...همه رفتند از این خانه خدارا تو بمان من بی برگ خزان دیده دگر رفتنیم...تو همه بار بری تازه بهارا تو بمان . . . . . یا مهدی