اینم وبلاگ منه ... نمیتونم بگم واسش زحمت نکشیدم چون خیلی دوسش دارم بیشتر چیزهایی هم که اینجا میخونین حرف دله ، یاد روزایی که برام خاطره شدن.
 
 

امیدوارم لحظات خوبی در این وب سایت داشته باشید .....

بــَــــدم میاد نــامــه
نویسنده : مسعود تاریخ : پنجشنبه ٦ بهمن ۱۳٩٠ کلمات کلیدی :
نظرات ()

کلاََ از چنتا چیز خیلی بدم میاد:

اول اون دسته از پسرا که با چنتا دختر همزمان دوستن و کلی هم افتخار می‌کنن که ... حالا هرچی می‌خوان باشن. چه دوستی معمولی چه هرچی ...

دوم اون دسته آدمای خشک لامذهب (ب.....!!) که فقط شب تا صبح راجع‌به اینکه فلان مداحی رو گوش کردی؟ حرف می زنن و تو گوشیشون هیچی جز مداحی نیست! رهبری چی گفته چی شده؟ و ...... اوووفففف یه چند باری دهنم سر همین سرویس شده ( گ......!!! ) فک کنین هیچ کدوم از رفیقای شیشتون نیستن شما مجبورین با چارتا از اینا همسفر بشین. اونا هم تو راه همش مداحی بذارن. عصبانی(یعنی در واقع آتیش می‌گیری)


سومیش بدون هیچ شکی دانشگاهمونه که با توجه به شناخت بچه‌ها احتیاج به شرح نداره.

چهارمیش از صدا و سیمامونه که باید شا....ید بهش. جالب اینجاست که بهش افتخار هم می‌کنن. همشون شدن جیره خوار د.و.ل.ت، صب تا شب دسته ش.ی.خ.است.

پنجمیش خودمم که دهن خودمو فقط خودم تونستم سرویس کنم (گ....!!) کلاَ کاشکی که من، من نبودم یعنی یه اسکول دیگه بودم، اونوقت پامو بلند می‌کردم محکم می‌کوبیدم رو وجدانم بعدش با خیاله راحت زندگی می‌کردمو دهنه ملتو سرویس می‌کردم

بازم هست ولی دیگه حاله فکر کردن ندارم. خلاصه اینکه این پست سره کاری بود مثه همیشه مخلوط با جفنگ از زبان یک مهندس‌نما