|
نویسنده : مسعود
|
نظرات () |
این روزا روزای بسیار فوقالعادهای داره میشه ... حداقل واسه من که همینطور بوده و داره میشه. چند وقتی بود که آپ نکرده بودم ولی خوب مهم نیست چون الان اینجام.
هفتهی پیش به تلاش دوستان انجمنهای علمی واسه دانشآموختگاه ورودی ٨۵ دانشگاه چناران جشن فارغالتحصیلی گرفتیم که انصافاً خیلی باحال بود و با این که کار زیاد بود و خستهکننده ولی به من که خیلی خوش گذشت مخصوصاً در برگشت. (!!!)
کمکم به وسطهای ترم نزدیک شدیم و داره یه بوهایی میاد که خیلی شبیه میان ترمه. آره همین هفته دیگه شروع میشن و من هنوز هیچی درس نخوندم. این ترم هم از اون ترمهای خفنه.
الان ساعت 00:43 و من فردا صبح امتحان ذخیره دارم. (من الان اینجا چهکار میکنم درحالی که باید خواب باشم؟)
از هقتهی پیش داریم با چنتا از بچهها یه کاری رو شروع میکنیم که امیدوارم که هرچه سریعتر به نتیجه برسه که فکر میکنم اگه اینطور بشه خبرش به شماها هم برسه.
پ.ن: برای زندگی فکر کنید اما غصه نخورید.
پ.ن: آنچه هستید بهتر شما را معرفی می کند تا آنچه می گویید.
نظرات ()
